تبليغاتX
خرابه سبز

خرابه سبز

-

اگر عشق نبود زندگي راچه اتشي گرم ميكرد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 12:8  توسط پریسا  | 

فرصت

براي انسان چه دردي كشنده تر از بي خبري است؟

اين جرمي بود كه به خاطرش حيله گر و دروغگو شناخته شدم.

كاش يه فرصت واسه جبران باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 12:7  توسط پریسا  | 

پرنده غمگين

اي پرنده غمگين تو به فريب الفاظ، دل به يقيني كه زاده ي پيوند عجز و ياس است مبند. سر ازگريبان بر گير. چشمانت را از درون بازگير. اين پنجره را بگشاي و در استانه ان، پاي در زنجير، در كنار كركس انتظار، پر و مته چشم به راه پرواز سيمرغ در سينه دور دست اسمان پاك و دوست داشتن، بر جاي بمان و با هر طلوع و غروبي، عمر را لقمه لقمه كن و به منقار اين كركس ده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 12:6  توسط پریسا  | 

انسانیت

انسان چرا بر خلاف همه جانوران بر دو پايش ايستاده است؟ ايستاده است تا به اسمان بنگرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 12:5  توسط پریسا  | 

انتظار

انتظار بزرگترین عامل آماده باش و امادگی هست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 0:41  توسط پریسا  | 

زود دير ميشه

واسه ما هميشه زود دير ميشه لحظه                   بودنو نبودني كه  كاش بي ارزه        همتي كن پايه اين سقف شكسته                نگو اين سكوت آخر به تو بسته                           كم نشو تو وحشت بادي كه سوخته            سكه خندتو كي به غم فروخته

نگو تقديره و صدها گره داره           قهطيه نورو نزار پايه ستاره        

نوبت ما كه ميشه دير ميشه..... زنجير ميشه لحظه           به خدا دو روزه دنيا  به بديهاش نمي ارزه

نوبت ما كه ميشه دير ميشه..... زنجير ميشه لحظه           به خدا دو روزه دنيا  به بديهاش نمي ارزه

گريه كن برايه عاشقانه ديدن          خط بكش شوق پريدنه تو با من

واسه ما هميشه زود دير ميشه لحظه كاري كن نفس كشيدنت بي ارزه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت 0:14  توسط پریسا  | 

360 درجه

تصمیم گرفتم یه تغییره ۳۶۰ درجه ی به کل زندگیم بدم...اینم بگم که همش به خاطره داداشیه گلمه

این پری دیگه نمیخواد ساده باشه.لاکشو شکسته و میخواد با یه دیده تازه و متفاوت به زندگیش نگاه کنه

تقدیم به داداشم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/26ساعت 23:22  توسط پریسا  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 22:35  توسط پریسا  | 

وقتی رفتم

هيچكي از رفتن من غصه نخورد                     هيچكي با موندن من شاد نشد       

 وقتي رفتم كسي قلبش نگرفت

بغض هيچ آدمي فرياد نشد

وقتي رفتم كسي غصش نگرفت                       وقتي رفتم كسي بدرقم نكرد 

دل من ميخواست تلافي بكنه   پس چشم هيچكسي عاشقم نكرد   پس چشم هيچكسي عاشقم نكرد

وقتي رفتم نكه بارون نگرفت هوا صافو خيليم آفتابي بود

اگه شب ميرفتمو خورشيد نبود آسمون خوب ميدونم مهتابي بود

دم رفتن كسي گفت سفر بخير                          كه واسم غريبو ناشناخته بود

اما اون وقتي رسيد كه قلب من همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هيچكسي پژمرده نبود       گلا اما همه پژمرده بودن

كسايي كه واسشون مهم بودم همه شايد يه جوري مرده بودن

وقتي رفتم كسي غصش نگرفت   وقتي رفتم كسي بدرقم نكرد 

دل من ميخواست تلافي بكنه   پس چشم هيچكسي عاشقم نكرد   پس چشم هيچكسي عاشقم نكرد

وقتي رفتم نكه بارون نگرفت هوا صافو خيليم آفتابي بود

اگه شب ميرفتمو خورشيد نبود آسمون خوب ميدونم مهتابي بود

دم رفتن كسي گفت سفر بخير                          كه واسم غريبو ناشناخته بود

اما اون وقتي رسيد كه قلب من همه آرزوهاشو باخته بود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/29ساعت 12:1  توسط پریسا  | 

مجنون لیلی

كناره سيب و رازقي نشست عطر عاشقي  من از تبار خستگي بي خبر از دلبستگي عاشقم

ابر شدم صدا شدي   شاه شدم گدا شدي  شعر شدم قلم شدي عشق شدم تو غم شدي

ليلاي من درياي من آسوده در رؤياي من  اين لحظه در هواي تو گمشده در صداي تو من عاشقم  مجنون تو گمگشته در بارون تو

مجنون ليلي بي خبر  در كوچه هاي دربدر مست و پريشونو  خراب هر آرزو نقش بر آب  شايد كه روزي عاقبت آروم بگيرد در دلم

كنار هر ستاره اي نشسته ابر پاره اي  من از تبار سادگي بي خبر از دلدادگي عاشقم

ماه شدم ابر شدي اشك شدم صبر شدي برف شدم آب شدي  قصه شدم خواب شدي

ليلاي من درياي من آسوده در رؤياي من  اين لحظه در هواي تو گمشده در صداي تو من عاشقم  مجنون تو گمگشته در بارون تو

مجنون ليلي بي خبر  در كوچه هاي دربدر مست و پريشونو  خراب هر آرزو نقش بر آب  شايد كه روزي عاقبت آروم بگيرد در دلم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/29ساعت 12:0  توسط پریسا  |